|
|
|
|
|
مي خوام و دارم ميرم ديدن كسي كه هر چه منتظرش موندم قابلم ندونست ... پاييز جان نازتو برم ... تا برگردم اين صفحه با سياه مشقي از خودم سلامتون مي كنه :
من كه ما مي شود با خودم از تو راه مي افتم مي بينم مني كه از چشمهاي تو بهش خيره شده اي آب از دهان ناودان راه مي افتد هنوز اصلا بيا به خانه ي اول برگرديم همان خيابان فرعي كه سيد كامل در مسجدِ بلال برشته مي كرد براي سفره ي نماز تراويح دل پارك لاله مي سوخت از دربست كردن وانت مزدا تا راه مي افتاد باد شرجي از چشمهاي تو موهاي مرا مي پاييد .... شيخ هم تازه راه افتاده بود كه بابك احمدي تاويل متنش را ساخت با آجرهاي تخمي علي ربيعي وزيري و زير همان پنجره ي چوبي ناصر عبداللهي عاشق دو چشم سياه شهلا شد و راه افتاد تا بيمارستان هاشمي نژاد خانه ي اول دور شد خانه ي اول دود شد و سيخ هاي محافظ ديوارهاش از كشيدن بستهاي دربستي به خانه ي آخر راه افتاد ... آزادگان جاي خوبي ست اما قطعه ي هنرمندان بهتر است اگر چقدر راه بيفتي ... روشينا |
||
|
|
|
|
|
مونا زنده دل
|
||
|
|
|
|
|
یک جور سازمان ملل توی چشم هات زل میزند به حق بشرهای مست و مات زل میزند به هرچه شبیه من و تو نیست له می شود تمامیت«من» را به زیر پات وقتی هلال شیعی ابروت میشود منجی خواب مردم جا مانده از صراط ... حالا کمیسیون حقوق بشر چقدر افتاده است روی لبانت به انحطاط لبخند طالبان تو افتاده است باز در قاب گوشه مشکی یک خانه از هرات در روز 11که میایند و ...قبل از آن چیزی شبیه شن که میاید ...و در رباط یک اتفاق تازه می افتد...که ناگهان بی آبرو دوباره می افتد به روی ...پات- یکهو میان قصه سودان کشیده شد اصلا اپک کجاست که افتاده ...در فرات آیین تکه تکه ی مردان...جنگ شد قوم یهود رفته به کابوس قوم لات ... شاید درون صورت توکشف تازه ایست شورای امنیت شده مسحور چشم هات... زل میزند به یک ... ترور تازه در عراق: اسطوره های کاغذی ساکن فلات حتی مسیح آ مده ...دیوار حایل است یک بمب هسته ...ی زیتون در این حیا...ت انگار خواب نحس مرا می پری...پری! این مثل سازمان ملل چیست در چشات؟!!
|
||
|
|
|
|
|
-امام زاده... آقا... قا... اِما... اِما... زاده؟ الهام میزبان
|
||