|
|
|
|
|
سر اومد زمستون شكفته بهارون
|
||
|
|
|
|
|
سال سوزن و سرم و سرنگ و سوختن و سایه و سردرد و سق سیاه
سال سلام و سادگی و سه تار و ساختن و سار و سرو و سرود سپید
باران ، صدای موجی زن ، جيغ راديو دارم به نفع مرگ عقب می کشم ، هنوز « دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت» صد سال به سياهی سالی که آخرش باران ، صدای موجی زن ، جيغ راديو لبخندهای مسخره مثل دهن کجی اين سطرهای يخزده را دور می زند مونا زنده دل
|
||