تبليغاتX
گلبرگی بر تی تخ برکه
مرا با برکه ام بگذار/ دریا ارمغان تو
 

سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
كوهها لاله زارن لاله ها بيدارن
تو كوهها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره

 

+ نوشته شده در  88/01/12ساعت 10:55 PM  توسط روشینا  | 

سال سوزن و سرم و سرنگ و سوختن و سایه و سردرد و سق سیاه

سال سلام و سادگی و سه تار و ساختن و سار و سرو و سرود سپید

 

باران ، صدای موجی زن ، جيغ راديو
- « صبح قشنگ شنبه آغاز سال نو...»

دارم به نفع مرگ عقب می کشم ، هنوز
دستی بريده عقربه را می برد جلو

« دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت»
روی خطوط حافظه ام هی تلو...تلو...

صد سال به سياهی سالی که آخرش
نگذاشت دست گيج مرا توی دست تو

باران ، صدای موجی زن ، جيغ راديو
- « صبح قشنگِ ...» : با توام احمق! کري؟! الو؟...

لبخندهای مسخره مثل دهن کجی
روی لبی که مرده ام اما پياده رو -

اين سطرهای يخزده را دور می زند
تحويل می دهد جسدم را به سال نو

مونا زنده دل

 

+ نوشته شده در  88/01/01ساعت 0:1 AM  توسط روشینا  |