تبليغاتX
گلبرگی بر تی تخ برکه
مرا با برکه ام بگذار/ دریا ارمغان تو
خیال کردند شعله می میرد / بساط ظلم ریشه می گیرد / نخشکد آن شاخه ای که آب / از خون تو خورد ای عشق ...

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان‌ها
تو اي بانگ شورافکن، تا سحر بزن شعله تا کران‌ها
که در خون خستگان، دل‌شکستگان، آرميده توفان
به آيندگان نگر، در زمان نگر، بردميده توفان
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت‌دهندگان را
که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد

ستاره ستيزد و شب گريزد و صبح روشن آيد
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و سوي ميهن آيد
گرفته تمام شب، شاخه‌اي به لب، سرخ و گرده‌افشان
پرد، گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد

 

+ نوشته شده در  88/03/31ساعت 8:54 PM  توسط روشینا  | 

دماوندی

به خود نیامده بود اما با خود تنهایش به خودی همین سروده که پیش از اتفاق سروده رسیده به قله و نرسیده به سیمرغ رفت :

 

سفيدي سردي است

باد از جهت ها باد است تند

جز سفيدي هي چي پيدايي نمي دهد

براي استفاده از شب رها اينجا ايستاده ام و دوري 

پاهايم تو نمي رسند 

دو چاره گي از سلول هاي يخ زده بيرون شده 

باد همه چيز را مي كشد        شكل مي اندازد

اندازه اي كه ديگر ريه ها هوا گير نمي شوند و پر از برف اند

هي چي سرد نيست

از سر انگشتاي رها سياه به پرس       چه شوري كرده لب ها در زمزمه

هل هلا حد اقل ؟

ديگر نمي بي نم اش

لايه هاي زمين فرو مي برند ام         مي جوند ام  

جز سرخ لبه هاي سر آستين بيرون زده  از سفيدي سرد

داغ ام

سفيدي آب مي رود

تنها سرخي روز اول باهار     من ام سر كرده -

ساجده کشمیری

 

+ نوشته شده در  88/03/14ساعت 0:39 AM  توسط روشینا  | 

 

گفته بودم : مرگ را عشق است

انگار ساجده  از همه عاشقتر

از / در / بالای سرپهنه گی   ...

لینکهای مرتبط :

وازنا / سیاورشن / کلاغها/ واگویه های باران / آناپورنا / جام جم / من ، کوه ، تنهایی

و پیش از خاطره شدن :

ثلث اول / مانیفست

مراسم تشییع : سه شنبه -ساعت ۱۶-از جلوی درب بیمارستان خلیج فارس.

 

 

+ نوشته شده در  88/03/05ساعت 10:43 PM  توسط روشینا  | 

 

عکس از : سایت عکس

عادت به نوشتن پستای اینجوری ندارم اما ترک عادت اینروزا شفاست :

تو کتاب چهارم دبستان اومده سنگ از گرما و سرما خرد می شه و از یخ بستن آب لای سنگها خرده سنگ به دست می آد و بعدش هم هی خرد و خردتر می شه تا شن شدن و باد بردن به هواش ... پس سنگ هم خرد می شه .

دیشب نصفه های شب داشت گله گی می کرد با یه بغض سنگین و هق هق های فروخورده / از همونایی که دل آدم می سوزه و حتی نمیشه بهش گفت : آروم باش ، همه چی درست می شه / می گفت : هی می گن : اشتباه شده / چیزی نیست  و یه گری از خوشی میندازن تو تنت که شعله هاش تا کیلومترها اونطرفترو روشن می کنه / بیخودی می خندی و هی نگاهها میخ خنده های بی دلیلت می شن / هی می گن : حالا البته زوده به طور قطع نتیجه رو گفت / برای اطمینان بیشتر بهتره فعلا به درمان ادامه بدین / یهو یه کوه یخ آوار می شه رو دل گر گرفته ت از شادی و هی آه سردت لای اون رگای سرمست از خوشیت می شه عقده های بزرگ بزرگ / هی گرم می شی و هی سرد تا ترک برداری / تا یواش یواش  از درون خرد بشی تا ندونی با این همه ی تیکه های آماده ی بر باد رفتن چی کار کنی / تا هی با خودت زمزمه کنی :سنگ هم باشم از این همه گرم و سرد شدن می شکنم ...

چی می تونم بهش بگم / دلم می خواد چیزی بگم اما....خودش شروع می کنه : اینا که چیزی نیست تازه این هم هست :

دلمه ی برگ مو از شکل می افتد / وقتی میهمان سر سفره ات / با خیال "دیگری" سیر می شود...

ادامه ی گریه هاش مثل یه موسیقی آشناست / شاید مثل درد کشیدن مادر سیذارتا هنگام زایمان... دلم می خواد دلداریش بدم اما چه جوری ؟!!!! تو می دونی ؟

* ی اول : کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود / انسان با نخستین درد / بامداد.

*ی دوم : لقد خلقنا الانسان فی کبد/ محمد (ص ).

*ی سوم : روح گشنه م با خیالت سیر ابوت / رامی.

*ی چهارم : دلم یه بارون مَشت می خواد / روشینا.    

حرف اول و آخر : بی خیال / مرگ را عشق است .

 

+ نوشته شده در  88/03/01ساعت 1:31 PM  توسط روشینا