تبليغاتX
گلبرگی بر تی تخ برکه - فا سل ه ...
مرا با برکه ام بگذار/ دریا ارمغان تو

چهار ضربه روی سیم،می و فا و لا و دو

چهار ضربه می زنم به شوق چشم های تو

 

چهار ضربه بعد از این که فا به دو نمی رسد

تو می رسی از انتهای پیچ یک پیاده رو

 

چهار چنگ می زنی به در...صدا نمی رسد

عزیز من سلام...سل...الوالو...الوالو

 

نه خیر این که مثل من...دوباره تند می روم

به سمت انتهای گیج پیچ های راهرو

 

دو فای فاصله شکسته می شود صدا

صدای لای قفل در،دو گام می روم جلو

 

کنار کاج یخ زده مرا ببین،سکوت،سل

و برف را که ریخته به شانه های پالتو

 

صدای گریه های من به فا به تو نمی رسد

دو ضربه می زنم عزیز من بمان نرو

 

تو باز می کنی و من به خویش خیره می شوم

و در که سی رِ می کشد به شوق چشم های تو

 

کسی کنار سیم های خسته منتظر شده

چهار سل،سکوت،سل،دو،فا،ر،می،فا،ر،دو

بنیامین سربندی

 

 

+ نوشته شده در  87/12/13ساعت 5:19 PM  توسط روشینا  |